تبليغاتX
head> غبار پشت شیشه میگه رفتی...

سنگ قبرم را نمیسازد کسی ,مانده ام در کوچه های بی کسی , بهترین دوستم مرا از یاد برد , سوختم خاکسترم ر

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نميآيد

اندوهگين و غمزده مي گويم

شايد ز روی ناز نمي آيد

چون سايه گشته خواب و نمي افتد

در دامهای روشن چشمانم

می خواند آن نهفته نامعلوم

در ضربه هاي نبض پريشانم

مغروق اين جوانی معصوم

مغروق لحظه های فراموشی

مغروق اين سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و هم آغوشی

مي خواهمش در اين شب تنهايی

با ديدگان گمشده در ديدار

با درد ‚ درد ساكت زيبايی

سرشار ‚ از تمامی خود سرشار

مي خواهمش كه بفشردم بر خويش

بر خويش بفشرد من شيدا را

بر هستيم به پيچد ‚ پيچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

در لا بلای گردن و موهايم

گردش كند نسيم نفسهايش

نوشد بنوشد كه بپيوندم

با رود تلخ خويش به دريايش

وحشي و داغ و پر عطش و لرزان

چون شعله هاي سركش بازيگر

در گيردم ‚ به همهمه ی در گيرد

خاكسترم بماند در بستر

در آسمان روشن چشمانش

بينم ستاره های تمنا را

در بوسه های پر شررش جويم

لذات آتشين هوسها را

می خواهمش دريغا ‚ می خواهم

می خواهمش به تيره به تنهايی

می خوانمش به گريه به بی تابی

می خوانمش به صبر ‚ شكيبايی

لب تشنه می دود نگهم هر دم

در حفره های شب ‚ شب بی پايان

   او آن پرنده شايد می گريد

              بر بام يك ستاره سرگردان

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است .

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است

حرف اخرم

تمام لحظه ها پر از سكوت - تمام فاصله ها پر از هبوط – و هيچ فاصله اي ميان ما نبود...!!

تمام حضور تو پر از آواز – تمام وجود من پر از پرواز

تمام تو خوب بود تمام تو حداقل -- اينجا -- بود

به من بگو چه شد كه:

تمام تو به يك لحظه از نگاه من پر كشيد؟؟!!!

تمام من به يكباره آتش گرفت

 تمام تو ماند.....

 تمام من از تو جدا تمام تو يادي بيش نماند

 تمام من فقط فكر ميكرد كه در حضور تو نشسته بود

 تمام تو از ميان برخاست تمام من به يكباره شكست

تمام تو صداي تمام من را نشنيد

 تمام من گريست تمام من عجيب گريست

 تمام من آب شد ز بس كه گريست

تمام تو اينك دوباره پيدا شد.

ولي دريغ....!!

تمام من سالهاست كه ديگر تمام شده بود...!!!!


 

نوشته شده توسط یاس تنها در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 11:44 موضوع | لینک ثابت


خدایا آنکه تورا دارد چه نداردو آنکه تو را ندارد چه دارد؟

باز هم شب شدوبازهم تاریکی همه جارا فراگرفت.

اما امشب همانند شبهای دیگر نیست.گویی آسمان هم دلش گرفته
.

ماه خودرا درپشت ابرها پنهان کرده تا کسی چهره ی غم زده اش را


نبیند. گل سرخ هنوز هم به انتظار یاروهم صحبت خودنشسته

بی خبر از آنکه او امشب نمی آید.اوخودرا در پشت حصار ابرها پنهان کرده

تا معشوقش اورا نبیند و پی به غم او نبرد.

اما چرا؟


چرا ماه اینقدر ناراحت است؟

هیچ کس این را نمی داند جز یه عاشق تنها!

چون با ماه همدردو هم راز شده.درد هر دو درد عشق است و دوری


هردو عاشقو هردو تنها!

هر در آرزو! هردو حسرت به دل
.

حسرت یک ثانیه وجود معشوق.یک لحظه با هم بودن و یک لحظه دست در دست هم


پا به پای هم قدم زدن .قدم زدن در کوچه های خالی از ریا.

خالی پلیدی وخالی از دروغ.کوچه ای پر از زیبایی و مملو از عشق
.

ولی افسوس .!. افسوس که این کوچه فقط در خیابانه خیاله عاشقاست
.

افسوس که کوچه باغهای ما جز فریب و نیرنگ چیزی ندارد!!.و حاصل


میوه ی این باغ چیزی نیست جز فریب و نیرنگ و دروغ.!!!!

افسوس .افسوس .افسوس
.....!!!!

افسوس که ما آدما آدمیت را فراموش کردیم!!!!!

 

از این شبا دلم گرفته از این شبای بی ستاره

ازاین دل سیاه مردم٫!!ازاین وجود پاره پاره

ازاین صدادلم گرفته٫ازاین سکوت سردوسنگی

ازاین نوای سردسازم٫دیگرندارد سوزه چنگی

ازاین هوادلم گرفته٫ازاین هوای سخت وسنگین

ازاین دل سیاه مردم٫ازاین صدای سردوغمگین

ازاین روزادلم گرفته٫ازاین روزای غم گرفته

ازاین هوای سردپاییز٫ازاین دله ماتم گرفته

ازاین صدادلم گرفته٫ازاین صدای سرد فریاد

ازاین خزون غم گرفته٫ازاون بهاره رفته از یاد...!!

حرف اخر

   عاشقي؟

     پس گوش كن !

بدان، عاشق به اميد عشقش زندست . بدان، يه عاشق،عاشق كشي بلد نيست . بدان، يه عاشق هرگز دروغ نميگه مخصوصاً به عشقش . بدان، اگه به كسي دروغ گفتي يعني اون رو كشتي . اگه عشقت رو دوست داري هرگز به اون قول نده. خجالت و غرور رو بذار كنار اگه دوسش داري بهش بگو ،به ساده ترين شكلي كه بلدي يا ميدوني كه ميفهمه كه دوسش داري( كسي مي تواند به پاي عشق بميرد كه پيش از آن در زندگي پيش چشمانش مرده باشد

.

.

.

همه فقط ادعای رفاقت می کنن

همه بی معرفتن

همه نامردن

همه به فکرخودشونن

دیگه کسی برای کسی ارزش نداره

دوستی ها پراز دروغ وفریب و خیانت

....


 

نوشته شده توسط یاس تنها در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 21:28 موضوع | لینک ثابت